مکالمه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:23
مکالمه وقتی مکالمات ما از حالت ببین توصیح میدم به حالت صحبت کنیم کمی دلمان وا بشود تغییر کنه اتفاقات خوبی خواهد افتاد.... + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:42 توسط رضای اسدی |
کلنگ
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 18:23
چرا تا یکم دوست داشته میشین تیز کلنگ میندازین شما ادم خوبای لعنتی؟! + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:46 توسط رضای اسدی |
فرهیخته
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
من اولین ملاکم اینه طرف لباس پوشیدنش منحصربفرد باشه...نه فشن باشه و نه خیلی دِ مده...یه چیز معمولی ولی منحصربفرد... بنظرم همینکه پوشش مخاطبم از رخ و روش برا مهمتره ینی من دارم به اکتسابات احترام میزارم دلم میخواد تو اوج فرهیختگی پاشم برم لوس آنجلس :) کم چیزیع؟ + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶...
چشمت
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
وقتی تو نیستی چه فرقی میکند رئال میبرد یا یوونتوس چه فرقی میکند هوا گرم باشد یا سرد چه فرقی میکند نرخ رشد شاخص کل بورس چقدر لست وقتی تو نیستی دنیا سیری چند؟؟؟عزیزم + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 22:15 توسط رضای اسدی |
instagram
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
اینستاگراموزیاد دوست ندارم...برنامه ای بود که امها با صفات و ویژگی های انتصابیشون محبوب شدن. اگر چه دوستای زیادی پیدا کردم.اتفاق های خوب و بد زیادی برام رقم زد و تجربه های زیادی برام ساخت.اما تو 4سالی کهتو این فضا فعالیت داشتم و رسما دوبار حساب کاربریمو حذف کردم و توبه شکستم و دوباره به عضویت دروم
علیت
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
یه چیزایی باید نهادینه بشه مثلا چرا "دوست دارم چون تنهام" دوست دارم "چون خوشگلی" دوست دارم "چون لباس پوشیدنت فوق العاده س" دوست دارم چون "به یکی نیاز دارم و حس کردم تو میتونی نیازمو(عاطفی توجهی و و و)برطرف کنی" چرا اینها نباید گفته بشه؟؟؟چرا اینها تابوعه؟؟؟ حالا 90 درصد علت همینه ها... + نوشته شده د...
دغدغه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
حضرت سعدی میگه که : مرد را دردی اگر باشد خوش استدرد بی دردی علاجش آتش است اونجاس که میگم دغدغه داشتن خیلی مهمه ها....!!!من چیزی نمیگم که استاد واضح و مبرهن بیان کردن + نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:45 توسط رضای اسدی |
اعتیادم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
مثل معتادی که به موادش اعتیاد دارد و تنش درد میگیرد من به تو اعتیاد دارم.. تنم برای دوست داشتننت درد میکند.... عزیزم :) + نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:46 توسط رضای اسدی |
عزیزم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
اینجا حیات خلوتِ من است...!!!حیاط نه...حیات!!!حیاتی بدون حضور نیاز ها..بدون حضور ِ رنگ ها نقاب ها...اینجا دروازه ذهن من باز است....بی پرده ...بی مغلطه...اینجا من خودم هستم و یک حس عجیب...صرفا هم به یاد ِ دهه ی پیشین...
من
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟؟؟ گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم؟؟؟ وقتی تو نیسیتی من اص واسه چی از خواب پا میشم؟؟؟ مگه اصن من میتونم بدون تو زنده باشم؟؟؟؟ عزیزم :) REza feat Hayde + نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:50 توسط رضای اسدی |
شیرین
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 8:02
امروز برای بارِ 246 ام به دلبر گفتم که دلب "دوستت دارم" دلبر هم بی هیچ مقدمه ای لب و دهن کج کرد و گفت بابام نمیزاره بهش گفتم من برای بارها 1264 هم آمده ام که ادامه بدم اما دلبر ...اما دلبر...بگذریم دلبر دل من را برده... دلبر برام شعر مینویسه ...برام میفرسته اما تهش میگه مخاطبش تو نیسی اصن مخاطب ندا
حال و روزم بد نیست...خانه ای دارم کوچک و دنج
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
تاحالا شده یه پیام یا متن بلند بنویسید بعد آخرش پیش خودتون بگید مگه براش یا براشون مهمه؟ بعد دستتو بذاری روی بک اسپیس تا آخر پاک شه؟قسم به همون حس. + نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 16:9 توسط رضای اسدی |
قسم هایم به توست عزیزم
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
تاحالا شده یه چیزیو به یکی با اشتیاق بگید بعد او واکنشی که توقع داشتین رو نشون نده و آرزو میکردین کاش هیچوقت دهنتون رو باز نکرده بودین؟ به همون حس قسم دوستت دارم عزیزم... + نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 16:10 توسط رضای اسدی |
آن خاطرات گم شده در ذهن بادها
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
بهش میگفتم دستمو بگیر...میگرفت.. ...یخ بود ....میگفتم چرا یخه میگفت اسمش عشقه دیگه... عشق سرده... بعدا به خودم میگفتم واقعا اگه دوستمم داشته باشه من نباید بهش بگم که خودش دستمو میگیره... 2سال گذشت بهم میگفت دستمو بگیر ولی هیچ رغبتی نداشتم....وقتی میگرفتمشمیگفت سردی ...چرا دستات سرده؟ اونجا ب
بخت و اقبال
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
ازین به بعد هر جای زندگی قرار باشه بگم "چرا من؟" بایدیادهمین "اتلتیک مادرید بیفتم و قبول میکنم اینم یه روی سکه س 3سال و هر سال 38 هفته تلاش کنی و آخرشم بخوری به سد ِ رئال ...آدم به نکشی میفته + نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:1 توسط رضای اسدی |
این روزها
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
تلخ است شیرینِ من نباشی...
تا حال مرا دیددند سیگار تعارف شد
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
رو برو بودن با خود چه جگر می خواهد... . . . .آدم به جایی از روزنرگی هایش میرسد که این خود حقیقی با نیاز هایی که آنهارا نمیپسندد اورا منزجر میکند...نیاز هایی که هیچکدام اختیاری نیستند و مانند پیچک اورا احاطه کرده اند...آدم بودن هم مشکلات خاص خود را دارد .... + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶سا...
هیچ
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
آدمی که یاد نگرفته زندگی برا چیه موقع عصبانیت خودشو میریزه بیرون و یکی رو مقصر میدونه و تهش با داد فریاد خشم و دعوا و سیگار و چیزای مشاب خودشو اروم میکنه... اما ادمی بودن که که کسیو مقصر نمیدونه ولی واقف عم هست که خودش مقر نیست و کاری نمیکنه هم مصیبتیه....نه منطقت قبول میکنه بزنی بپاچی سر و صورت لح
رابظه
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 1:15
رابظه یکی یه چوب بگیرید دستتون بشکنید میخوام نصیحت کنم. فرض کنید خوابیدین هوا یه جوری گرمه که انگار مجبورش کردن. گرم ااااااا گرم. همه جاتون خیس عرقه ولی خب خوابتونم میاد. اولش سختتونه ولی خب کم کم چون مجبور هستین عادت میکنید.کم کم و سخـــــــــت ولی عادت میکنید به اون شرایط گرم. در حالی که عادت کرد